حجاب
« رَبَنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا ونصرنا علی القوم الکافرین .»
دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 ساعت 10:22
بـر چادر مشکي ات ، نستعليق مي نويسم عشق را ...
 
 
وقتي که ...
 
اين اِحرام سياه را مي پوشي و حج شکوهمند حيــــــا را به جا مي آوري ،
 
 
آنگـــاه
 
طواف مي کنند تو را صفوف فرشته هــــا
 
 
و متبرک مي کنند بال هايشان را
 
به تـــار و پــود حريــم آسماني ات ...
 
 
تـــو ! گمنــام ترين حاجيـــه ي ِ امروز زمـــان هستي بانـــو جــان !
 

 

 



برچسب ها : غیرت, حجاب, حمیدتصویر, زرین شهر


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

زیارت نامه حضرت رقیه (س)

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سَيِّدَتَنـا رُقَيَّةَ،

عَلَيْكِ التَّحِيَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا بِنْتَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِيِّ بْنِ اَبي طالِبِ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمينَ،



اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَديجَةَ الْكُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ الْحُسَيْنِ الشَّهيدِ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةِ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا التَّقيّةُ النَّقيَّةُ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الزَّكِيَّةُ الْفاضِلَةُ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِيَّةُ،

صَلَّى اللهُ عَلَيْكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ،

فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَكِ وَمَاْواكِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِكِ وَاَجْدادِكِ،

الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الْمَعْصُومينَ،

اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ،

وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْحـافّينَ حَوْلَ حَرَمِكِ الشَّريفِ،

وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ،

وَصَلَّى اللهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ وَسَلَّمَ تَسْليماً برَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

 

درود بر تو اي بزرگ ما رقيه كه بر تو باد احترام و سلام و عنايات و بركات خداوندگار ما. به تو اداي احترام مي‌كنم اي دخت امير المومنين علي بن ابي طالب، در برابر عظمتت تعظيم مي نمايم اي دختر فاطمه زهرا كه مادرت بزرگ زنان دو جهان است، تسليم مقام توام اي دختر يادگار خديجه كبري، كه سمت مادري داشت بر مردان و زنان با ايمان. سلام بر تو اي دختر ولي خدا.

درود بر تو اي خواهر دوست خدا. سلامتي بر تو اي دخت حسين شهيد . دعا نثارت اي كه هستي راستگو و حاضر در دينت .

سلام بر تو اي كه از راهت راضي بودي و خدا از مسيرت خشنود. در برابرت خاضعم اي پرهيزكار و پاكيزه‌تن ف تحيت بر تو اي تزكيه شده برتر، تسليم مقام توام، اي كه بودي در مظالم و با ارزشت همه را تحمل كرده افشا نمودي .

صلوات خداوند بر تو و بر روح تو و جسمت .

خداوند تبارك و تعالي خانه و زندگي تو را در بهشت قرار داده در كنار پدران و اجداد پاك و گرامي معصومت .

درود بر شما به آنچه كه صبر كرديد. پس چه زندگي زيبايي در انتظار شماست .

و نيز به فرشتگان پاسدار حرمت كه نگهبان مقامات مي‌باشند كرنش مي‌كنم و در خاتمه با تمام وجود به خاندان معظم رسول خدا محمد (صل الله عليه وآله و سلم) دعا كرده و الطاف و مراحم الهي را مسئلت مي‌كن

گرچـه آن طـفـل سـه سـالـه تـاب در پـیـکـر نـداشـت

تـاب سیلی داشــت تـاب دیـدن آن ســر نـداشـت

تـا سـرخـونـیـن بابا را در آغـوشــش گـرفـت

بر لب او لب نهاد و از لبش لب برنداشت

 

یان بعضی از واقعیات پیرامون حضرت رقیه سلام الله علیها برای ما بسیار سخت است ولی به هرحال وظیفه ماست تا صدای مظلومیت دختر امام حسین علیه السلام را به گوش جهانیان برسانیم.

وقتی قبر مطهر حضرت رقیه سلام الله علیها در دمشق چند دهه پیش دچار آب گرفتگی شد و آن داستان معروف نبش قبر توسط میرزا هاشم خراسانی رخ داد ، صحنه ی جانسوزی موجب تعجب همگان گردید.

«بدن مطهر را دیدند که در پارچۀ سیاهی کفن شده و یک زنجیر کوچکی هم به گردن آن بانو بود!!!  آن سید از شدت گریه غش می کند چون او را به هوش می آورند، قضیه زنجیر را به مردم می گوید و می فرماید: ببینید ظلم بنی امیه را! صدای ضجه و ناله از مردم بلند می شود» [1]  

 


در تایید این مطلب باید عرض کنیم اولا امام زمان (عج) چنین فرمودند که  اهل حرم سیدالشهدا علیه السلام در غل و زنجیر بوده اند: و صفدوا فی الحدید.

دوما برای اینکه اسباب و وسایل ظلم بنی امیه باقی باشد، حضرت رقیه علیها السلام را با همان حالت اسارت دفن کرده اند. چنانکه جناب حجر بن عدی وصیت کرده بود که زنجیر آهنی از من بر ندارید و خون از تنم نشوئید زیرا می خواهم در روز قیامت معاویه (لعنة الله علیه) را با همین حال ملاقات کنم و احقاق حق خود کنم. از روایات ما هم بر می آید که اهل البیت با همان حالت مظلومیت خود در صحنه محشر خواهند آمد.

لذا حضرت رقیه سلام الله علیها با همان زنجیر های اسارت به خاک سپرده شد و چقدر جانسوز و مظلومانه است.

و شاعر چه زیبا از زبان حضرت زینب سلام الله علیها سروده است:

شویمش بغض گلوگیر اگر بـــگذارد         وقت غسلش ، غل و زنجیر اگر بگذار

 


برچسب ها : رقیه, حجاب, عاشورا, حمیدتصویر, شهادت


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

یکشنبه چهارم آبان 1393 ساعت 11:42

زینب کبری (س)

 

السلام علیک یا زینب کبری

ایام شهادت سرور و سالار شهیدان و

شهدای کربلا و شهدای صدر اسلام تا کنون

و شهدای هشت سال دفاع مقدس

بر تمامی شیعیان تسلیت باد



برچسب ها : حجاب, حجاب زینب, عاشورا, محرم, کربلا


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

یکشنبه چهارم آبان 1393 ساعت 11:26

عفاف و حجاب در كربلا

©1(d'

کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تامین می‌شود. حجاب نیز یکی از احکام دینی است که برای حفظ و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌های اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا برای احیای ارزش‌های دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین علیه‌السلام و زینب کبری و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. برای زنان، زینب کبری و خاندان امام حسین علیه‌السلام الگوی حجاب و عفاف است. اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.

حسین بن علی علیهماالسلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید. (1) اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنه‌ها و رفتار آنان بود.

در آخرین لحظات، وقتی آن حضرت صدای گریه بلند دخترانش را شنید برادرش عباس و پسرش علی اکبر را فرستاد که آنان را به صبوری و مراعات آرامش دعوت کنند. (2)

رفتار توام با عفاف و رعایت حجاب همسران و دختران شهدای کربلا و حضرت زینب، نمونه عملی متانت بانوی اسلام بود. امام سجاد علیه‌السلام نیز تا می‌توانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت: مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! (3)

یا زینب

به نقل شیخ مفید: پس از کشته شدن امام حسین علیه‌السلام وقتی گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسیله آنان خود را بپوشانند. (4)

 به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیه‌السلام در گفت ‌و گو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتن‌داری توصیه کرد. (5) روز عاشورا وقتی زینب کبری، بی‌طاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت این گروه را نسبت به ما دراز مکن. (6)

در حادثه حمله دشمن به خیمه‌ها و غارت آنچه آنجا بود، زنی از بنی بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: ای آل بکر بن وائل! آیا دختران پیامبر را غارت می‌کنند و جامه‌هایشان را می‌برند و شما می‌نگرید؟ (7)

دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهل‌بیت پیامبر تا آنجا که می‌شود، حفظ و رعایت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت: وقتی ما را وارد شهر دمشق می‌کنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهای شهدا را از میان کجاوه‌های اهل‌بیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول‌ الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم.! (8)

از اعتراض‌های شدید حضرت زینب علیهاالسلام به یزید، این بود که: ای یزید! آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشته‌ای و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌ای که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه می‌کنند؟! (9)

هدف از نقل این نمونه‌ها نشان دادن این نکته است که هم خاندان امام حسین علیه‌السلام، نسبت به حجاب و عفاف خویش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در این که حریم حرمت عترت پیامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشای مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد می‌کردند.

با آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبت‌زده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را می‌بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ‌ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز سخنرانی‌های افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی‌ماندند. حرکت اجتماعی سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسی برای بانوان در همه دوران‌ها و همه شرایط است.

 

‌پي‌نوشت‌ها:

1- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 406.

2- وقعة الطف، ص 206.

3- تاریخ طبری، ج 4، ص 350.

4- ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 113.

5- الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 142.

6- الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 151.

7- همان، ص 181.

8- همان، ص 142.

9- همان، ص 218.

 

منبع:

پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

بی‌حجاب‌ها پیرمرد 90 ساله را هم از خودبی‌خود می‌کنند، چه برسد به جوانان!

 



برچسب ها : پیر مرد, حجاب, شلاق, جوانان, دختران

نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ساعت 18:3

سلامتی

اونای که خون خودشون رو دادند تا غیرت و مردونگی حفظ بشه.

مردان غیرت

بعد ما چه کردیم ؟؟؟؟؟؟؟؟



برچسب ها : غیرت, حجاب, جنگ, زن, غیرت مردان


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ساعت 11:58
بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدا و با سلام بر فاطمه الگوی مادران  داغدیده ، ستمدیده ، بلا دیده ، پهلو شکسته، داغدار علی محسن حسن حسین و عباس و زینب و..... بلا کش دوران ، سلامی که که وسعتش را اگر تمام دریاها مرکب شوند قادر به نوشتن و معنای واقعی آن نیستند .

ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت زهراء (س) همچون سالهای گذشته آمد و رفت .

اما بر ما چه گذشت بهتر اینکه بگوییم بر دل پر درد یوسف زهرا چه گذشت بر دل بی بی دو عالم چه گذشت هر سال به روال گذشته خون به دلشان کردیم هرچه گذشت حجاب زنان و دختران بد تر شد آنانکه در دین داری ادعایشان به عرش میرسد کاری از پیش نبردند و فقط حرف زدند و عمل نکردند و به دیگری محول کردند گویا دیگر رگی به نام غیرت در....... وجود ندارد زنگ موبایلها فقط در ایام عزادری آنهم برای یک روز تغییر کند بعد آهنگ های مبتذل جایش را میگیرد بعضی ها پارا فراتر گذاشته حتی در ایام شهادت هم توجهی ندارند باید از این افراد پرسید اگر پدر یا مادر و یا برادر و خواهرت از دنیا برود باز هم زنگ موبایلت را (گل پری جون) میگذاری یا از خودت خجالت میکشی و لااقل تا چهل روز عزا نگه میداری از مادرت بپرس زهراء(س) و زینب (س)چه کسانی بودن چه دردی کشیدند که نامشان را ام الائمه و ام المصائب نامیدند .

چرا وقتی وارد حرم ائمه و اولادشان پا میگذاری خودت را جمع میکنی و با احترام وارد میشوی خضوع و خشوع پیدا میکنی نماز را آرام می خوانی و خودت را به حرم میچسبانی و طلب حاجت میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا وقتی از حرم خارج میشوی حجاب و عفافت را فراموش میکنی خضوع و خشوعت گم میشود؟

یادت میرود کجابودی و چه گفتی و چه خواستی  ؟؟؟؟

آیا در پیشگاه حضرت زهراء(س) خجالت نمیکشی شرمنده نمیشوی؟

در مورد حجابت اگر سوال کنند چه جواب میدهی؟

با اندام برهنه (ساپورت پوشیده ) و آرایش آنچنانی در انظار مردم گردش و خودنمایی میکردی  چه جواب میدهی ؟؟

صدای آهنگ ماشین را آنقدر بلند میکردی و مردم آزاری که چه شود آقا یا خانم لذت روزگار را میبرند.با رقص در مجالس دلبری کردی و گفتی یک  شب هزار شب نمیشه.

پیامبر اسلام(ص) می فرمایند: اگر مردی در خانه ی خود امری را مشاهده کند کهمنافی غیرت باشد و به غیرت نیاید، خدا مرغی و پرنده ای را می فرستد که آنرا قندر گویند و چهل روز درب خانه ی او می نشیند و فریاد می زند: ان اللهغیورٌ و یُحبُ کلّ غیورٍ، خداوند غیور است و غیرت مندان را دوست دارد. اگرآن مرد به غیرت آمد و آن چه منافی غیرت است، از خود دور کرد که خوب، و اگربه غیرت نیامد، پرواز می کند و بر سر او می نشیند و فریاد می کند و پرهایخود را بر چشم های او می زند و می پرد و بعد از این، روح ایمان از آن مردجدا می شود و ملائکه او را دیّوث می نامند.(1) امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: غیرة الرجل ایمانٌ(2) غیرت مرد ایمان است.

   منبع                     1-وسایل الشیعه، ج 14، ص 108                                2-میزان الحکمه، ج7. 2

 

از همه اینها بگذریم .

 

اگر درب خانه ات را بزنند و بگویند به جای فردا امروز می خواهند به اعمالت رسیدگی کنند چه میکنی؟

وقت خواندن نماز های قضا شده ات را داری؟

وقت جبران گناهانت را داری ؟

وقتی برای انجام کارهای خیر را داری ؟

اگر وقت هم به تو بدهند اصلا زبانی برای پاسخ دادن داری ؟؟؟

 

 



برچسب ها : فاطمه, غیرت, حجاب, آخرت, حساب

نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ساعت 11:51
عدم وجود غیرت ناموسی:

می توان گفت دلیل بخشی از بی حجابی زنان در جامعه؛ عدم توجه مردان و رضایت آن ها به بی حجابی ناموسشان است. از زاویه ی دید غیرت می توان این گونه نتیجه گرفت: اگر زنی بی حجاب است و خود را در جامعه نمایان می کند، علت آن را باید در بی غیرتی مردان جستجو کرد؛ چرا که چنین مردانی به گونه ای به بدحجابی بانوان خویش حساسیت لازم را نشان نداده و پذیرفته اند که زنانشان این گونه در معرض دید شکارچیان گرسنه قرار گیرند. اگر مردی دارای غیرت باشد، در نگاهداری ناموس خود کوتاهی نمی کند و نمی پسندد ناموسش به عنوان طعمه و شکار شکارچیان آلوده قرار گیرد و همواره بیم آن دارد که تیر زهرآلود شیطان های دو پا، شریک زندگی او را زخمی کند. غیرت یعنی رشک بردن، حمّیت، تعصّب، ناموس پرستی(ناموس دوستی) و غیرت به معنای کوتاهی نکردن و اهمال نکردن در حفظ و نگاهبانی آن چه لازم و ضروری است، غیرت یعنی دفاع از محبوب در مقابل متجاوز.

اقسام غیرت:

1- غیرت در دین: یک انسان غیرت مند وقتی دینی را پذیرفت، در ترویج احکام دین از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی ورزد و رخصت نمی دهد دین و احکام آن بازیچه ی دست اشخاص مغرض قرار گیرد و با کسانی که ضروری دین را انکار می کنند، مبارزه می کند، امر به معروف و نهی از منکر می کند و با کسانی که قصد بدعت گذاری در دین را دارند، به مقابله می ایستد.

2- غیرت مالی: پرواضح است که انسان برای زندگی کردن نیازمند غذا، پوشاک، محیط، مسکن و... می باشد و تا زمانی که در قید حیات است، برای به دست آوردن آن تلاش می کند. یک انسان غیرت مند نیک می داند دنیا مزرعه ی آخرت است. اگر در دنیا شرافت مندانه زندگی نکنی؛ قافیه ی آخرت را هم می بازی. بنابراین انسان باید نسبت به مال، ثروت و سرزمین و مملکت خویش حسّاس باشد و نگذارد بیگانگان به راحتی در آن دخل و تصرف کنند.

3- غیرت ناموسی: مرد تکیه گاه زن است، بر مرد لازم است که از حرمت و کرامت بانوی خویش دفاع کند و یک لحظه از ارزش و کرامت بانوی خویش غافل نشود. غیرت ناموسی بدین معنااست که مرد ناموس خود را از تیررس مردان نامحرم دور نگه دارد و نگذارد که گردش های بی موقع فرجامی ناگوار را برای همسر او رقم بزند.

 

 

 

اهمیت غیرت:

دین مقدس اسلام غیرت را به عنوان یک پدیده ارزشمند مورد توجه قرار می دهد به گونه ای که پیامبراکرم(ص) می فرمایند: انّ الغیرة من الایمانِ(1) همانا غیرت نشانه ی ایمان است

غیرت، روح ایمان:

پیامبر اسلام(ص) می فرمایند: اگر مردی در خانه ی خود امری را مشاهده کند که منافی غیرت باشد و به غیرت نیاید، خدا مرغی و پرنده ای را می فرستد که آن را قندر گویند و چهل روز درب خانه ی او می نشیند و فریاد می زند: ان الله غیورٌ و یُحبُ کلّ غیورٍ، خداوند غیور است و غیرت مندان را دوست دارد. اگر آن مرد به غیرت آمد و آن چه منافی غیرت است، از خود دور کرد که خوب، و اگر به غیرت نیامد، پرواز می کند و بر سر او می نشیند و فریاد می کند و پرهای خود را بر چشم های او می زند و می پرد و بعد از این، روح ایمان از آن مرد جدا می شود و ملائکه او را دیّوث می نامند.(2) امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: غیرة الرجل ایمانٌ(3) غیرت مرد ایمان است.

ز ایمان بود غیرت ای مردِ دین

برو غیرت و رادمردی گزین.

و نیز حضرت علی(ع) می فرمایند: قدرُ الرجل علی قدر همته... و عفتهُ علی قدر غیرته(4) ارزش مرد به قدر همت او و پاکدامنی او به قدر غیرت اوست.

امام محمد باقر(ع) می فرمایند: جمعی اسیر را خدمت پیامبر آوردند و پیامبر دستور قتل آن ها را صادر نمود، مگر یکی از آن ها.

مرد اسیر گفت: ای نبی خدا! چگونه مرا رها کردی از میان آن ها؟

پیامبر فرمود: جبرئیل از جانب خداوند آمد و گفت که در تو پنج خصلت است که خداوند و پیامبرش دوست دارند، که از آن ها است: الغیرة الشدیدة علی حرمک، غیرت سخت و زیاد نسبت به ناموست.(5)

غیرت حضرت موسی(ع):

ابن عباس گوید: انّ موسی کان رجلاً غیوراً، لا یصحبُ الرفقة لئلا تری امراتهُ(6)همانا حضرت موسی مردی غیرتمند بود، با کسی مصاحبت نداشت، به خاطر آن که ناموسش دیده نشود(کسی را به خانه نمی آورد).

غیرت حضرت ابراهیم(ع):

پیامبر(ص) می فرمایند: کان ابراهیمُ ابی غیوراً و انا اغیرُ منه و ارغم اللهُ انفَ من لا یغارُ من المؤمنین(7) پدرم ابراهیم غیرت مند بود و من از او غیرت مندترم، بریده باد بینی آن کس که از مؤمنین غیرت نمی ورزد.

شدت غیرت حضرت ابراهیم:

چون نمرود حضرت ابراهیم را تبعید کرد، ابراهیم همه ی وسایل و اموال خود را برداشت و صندوقی ساخت و همسرش ساره را در آن گذارد به خاطر غیرت زیاد، قفل زد و از مملکت نمرود بیرون شد و داخل مملکت قبطیان شد که پادشاهی به نام عراره داشت. با رسیدن حضرت ابراهیم به مرز، مأمور گمرک برای دریافت عوارض گمرکی پیش آمد، تا به صندوق رسید، گفت: باز کن.

ابراهیم فرمود: شما تصور کنید طلا و نقره است. به وزن آن عوارض گمرکی را می دهم.

مأمور گمرک قبول نکرد و درب صندوق را باز کردند، زنی را در نهایت حجاب و عفاف دیدند.

گفتند: این زن کیست و با تو چه ارتباطی دارد؟

ابراهیم فرمود: همسر من است.

صندوق را به نزد پادشاه بردند و گزارش دادند. ابراهیم فرمود: من از صندوق جدا نمی شوم، مگر جانم گرفته شود. داخل این صندوق ناموس من است و حاضرم اموال خود را بدهم ولی درب آن را نگشایی. پادشاه به اجبار درب آن را گشود و از کثرت زیبایی ساره نتوانست خود را نگه دارد، دست خود را به سوی او برد.

ابراهیم رو برگردانید و عرض کرد: خدایا! دست او را نگه دار و این ناموس من است. دست پادشاه خشک شد و نتوانست به سوی ساره دراز کند، به ابراهیم گفت: خدای تو چنین کرد؟

ابراهیم فرمود: آری، خدای من غیور است و نزدیک شدن به حَرَم را دشمن می دارد. چون اراده ی حرام کردی، بین تو و او حایل شد.

پادشاه گفت: از خدای خود بخواه دست مرا به حال خود برگرداند، دیگر متعرض نخواهم شد.

ابراهیم تقاضا کرد و دست او به حال خود برگشت و دوباره تعدی کرد، باز ابراهیم از خدا خواست و دست او خشک شد.

پادشاه گفت: خدای تو خیلی غیور است و تو هم بسیار غیوری، پس از خدایت بخواه دست مرا به حال خود برگرداند.

ابراهیم فرمود: به شرط آن که بر عملت برنگردی. پادشاه قبول کرد و دستش به حال خود برگشت و گفت هر جا می خواهی برو و کنیزی داشت به نام هاجر به ساره بخشید.(8)

امام جعفر صادق(ع) می فرمایند: انّ الله تبارک و تعالی غیورٌ، یحبُّ الغیرة، و لغیرته حرّم الفواحش ظاهرها و باطن ها(9) همانا خداوند تعالی غیرت مند است و غیرت را دوست می دارد و به خاطر غیرت مندی است که فحشا و زشتکاری آشکار و نهان را حرام فرموده است.

غیور است محبوب پروردگار

که بی غیرتی آورد ننگ و عار

هر آن کس کند حفظ ناموس خویش

ز دربار ایزد برد بهره بیش

نتیجه ی غیرت ناموسی:

خداوند حضرت ایوب را به انواع بلاها مبتلا و امتحان کرد، باغ ها و کشاورزی اش از بین رفت، خانه هایش ویران شد، فرزندانش مردند، به بیماری سختی همراه با تهی دستی مبتلا گردید و سرانجام کار به جایی رسید که همسر باوفایش(لیا) برای تأمین معاشف گیسوان خود را به زنی فروخت. وقتی که نزد ایوب برگشت و او متوجه شد که همسرش گیسوانش را فروخته است، بسیار ناراحت گردید که هیچ کدام از گرفتاری های سابق، این گونه او را غمگین نکرده بود. با دلی شکسته و حالی زار، به در خانه ی خدا رفت و فرمود:

خدایا! مرا به انواع بلاها در مورد اموال و فرزند و خانه و باغ و مزرعه و بیماری مبتلا نمودی و صبر کردم.

ای خدا! من بنده ی تو هستم و همه چیز تحت قدرت و اختیار توست، سپاسگزار درگاه تو هستم، ولی کارم به این جا کشیده شده که همسرم گیسوانش را فروخته. ای خدا! لطفی کن.

حضرت ایوب در همه ی میدان های بلا الگوی مقاومت و قهرمان شکر بود، ولی در این مورد قلبش جریحه دار شد و غیرت او قبول نکرد و با اصرار از خدا می خواست که به او لطفی کند. ناگاه ندایی شنید، آن ندا از جانب خداوند مهربان بود که: اُرکُض برجلک هذا مغتسلٌ باردٌ و شرابٌ(10) پای خود را به زمین بکوب، این چشمه ی آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است. ایوب با آن آب گوارا و صاف، بدن خود را شستشو داد، همه ی دردهایش برطرف گردید و پیکر رنج دیده ی او، آن چنان زیبا شد که هم چون گوهر مروارید می درخشید و نعمت های فراوان دیگری نیز در اطراف مشاهده کرد که از جانب خداوند به او رسیده بود.(11) به امید آن که غیرت ناموسی را از این پیامبر بزرگ خدا بیاموزیم.

ما باید چهره ی زن را ببینیم:

زنی در نیشابور به محکمه ی قاضی رفت و از شوهر خود که پانصد دینار به او بدهکار بود و نمی داد، شکایت کرد. قاضی وقتی که شوهر را حاضر کرد، جریان شکایت را به وی گفت، شوهر انکار کرد. قاضی از زن خواست که دو نفر شاهد بیاورد، زن هم چند مرد را به عنوان شاهد به محکمه حاضر کرد. وقتی که قاضی از شهود خواست که شهادت بدهند، آن ها گفتند: ما باید چهره ی زن را ببینیم و سپس گواهی بدهیم. زن هم حاضر بود که صورت خود را به آن ها نشان دهد ولی مرد از این که باید صورت زنش را ببینند، سخت ناراحت شد و گفت: من اعتراف می کنم که پانصد دینار به زنم بدهکارم. اشخاصی که حاضر بودند، از این غیرت شدید مرد تعجب کردند، زن هم به قاضی گفت: شما را شاهد می گیرم که ذمّه ی شوهرم از این مبلغ بری است و من حقی به او ندارم.قاضی دستور داد که این جریان را در زمره حکایات غیرت یادداشت کنند.(12) جوان غیرت مند اجازه نداد ساق پای زنش را مُهر زنند در سال 1210 قمری، حاج جواد صباغ از طرف جعفر قلی خان خویی به تعمیر روضه و حرم حضرت عسگری و سرداب مقدّس مشغول بود. فاضل نراقی می گوید: من در آن سال، به قصد زیارت مکه به سامرا مشرف شدم و حاج جواد این داستان را برایم تعریف کرد که شخصی به نام سیّد علی از جانب وزیر بغداد حاکم سامرا بود. وی از هر زائر ایرانی یک ریال می گرفت و به آنان اجازه ی ورود به حرم را می داد و برای این که کسانی که پول داده اند از دیگران شناخته شوند، بر ساق پای آنان مهر می زد.

روزی سیّد علی بر در صحن مقدس نشسته بود، سه نفر از همراهانش هم ایستاده بودند و چوبی بلند در پیش خود گذاشته بود. در این لحظه قافله ای از ایرانیان وارد شدند. سیّدعلی، بر پای هر کدام مهری می زد و یک ریال می گرفت و اجازه ی ورود می داد. جوانی از بزرگان ایران با زنش آمد و دو ریال داد، سیّدعلی ساق پای او را مهر کرد و گفت: آن زن هم باید بیاید تا ساق پای او را مهر کنم.

جوان گفت: هر دفعه که این زن به حرم می آید، یک ریال را می دهم، دیگر به این کار زشت احتیاجی نیست.

سیّدعلی گفت: ای رافضی بی دین! غیرت و تعصب می ورزی که مبادا ساق پای زنت را ببینم؟ ممکن نیست، تا مهر نکنم اجازه ی ورود نمی دهم.جوان گفت: اگر در میان این همه جمعیت غیرت داشته باشم، کار غلطی نکرده ام و دست زنش را گرفت و گفت: اگر زیارت است، همین قدر کافی است و می خواست برگردد. سیّدعلی از این حرکت سخت عصبانی شد. موقعی که همسر آن جوان می خواست برگردد، چنان با چوب بر شکم او زد که زن بیچاره نقش بر زمین شد، لباسش عقب رفت و بدن او برهنه و نمایان گردید. جوان دست زنش را گرفت و از زمین بلند کرد و سپس رو به ضریح مقدّس کرد و گفت: اگر شما بپسندید، بر من نیز گوارا خواهد بود و به منزلش برگشت.

حاج جواد گفت: من در خانه بودم، بعد از چند ساعت، یک نفر با عجله از طرف مادر سیّدعلی آمد که با تو کار داریم. من فوری به خانه ی سیّدعلی رفتم، دیدم وی مثل مار زخم خورده بر زمین می غلطد. دختران و خواهرانش به پای من افتادند که برو آن جوان ایرانی را راضی کن.

سیّدعلی هم فریاد می کرد و می گفت: خدایا! غلط کردم، بد کردم.

من به سرعت آمدم آن جوان را یافتم و از او خواهش کردم که از سیّدعلی راضی شو و در حقش دعا کن.

جوان گفت: من او را بخشیدم، ولی کو آن دل شکسته ی من؟

من بازگشتم و جریان را گفتم. هنگام مغرب برای نماز به حرم حضرت عسگری آمدم، دیدم مادر و زن و دختران سیدعلی، خود را به ضریح دخیل بسته اند و فریاد سیدعلی از خانه اش به گوش می رسید. من مشغول نماز مغرب شدم، در بین نماز صدای شیون از خانه اش بلند شد، رفتند و دیدند سیدعلی مرده است.(13)

یزید نیز نسبت به همسرش غیرت داشت:

هند دختر عبدالله بن عامر همسر یزید و از ارادتمندان به اهل بیت(ع) بود، وی پس از ورود اهل بیت به شهر شام وقتی زینب و دیگر مخدّرات را شناخت و از شهادت ابی عبدالله باخبر شد، از شدت ناراحتی سنگی از زمین برداشت و بر سر خود کوبید، و خون از سرش به صورتش جاری گردید و بی هوش شد. پس از آن که به هوش آمد، حضرت زینب به بالین او آمد و فرمود: ای هند! برخیز و به خانه ات برو، می ترسم شوهرت یزید به تو آسیب برساند. سپس هند برخاست و سرش را برهنه کرد و لباسش را پاره نمود و با پای برهنه نزد یزید که در مجلس عمومی خود بود آمد و فریاد زد: ای یزید! آیا تو فرمان داده ای که سر مقدّس امام حسین(ع) را در کنار دروازه ی شام روی نیزه قرار دهند و آویزان کنند؟ یزید که بر سرش تاج رنگارنگ سلطنت بود و بر سریر سلطنتی تکیه داده بود تا همسرش را در آن حال دید، برخاست و او را پوشانید. وقتی هند دید یزید او را پوشانید، با فریاد گفت: ای یزید! وای بر تو، درباره ی من غیرت کردی و مرا پوشانیدی، پس چرا این غیرت را درباره ی دختران زهرای اطهر نکردی؟ پوشش آن ها را دریدی و چهره هایشان را آشکار ساختی. یزید پست و رذل نسبت به ناموسش غیرت داشت، وی نتوانست ببیند همسرش بدون پوشش باشد، قبل از هرگونه سخنی ابتدا تاج یا عمامه ی خود را برداشت بر سر زن خود گذارد که همسرش سر برهنه نباشد.

انواع غیرت ناموسی:

غیرت ناموسی هم بر دو نوع است:

الف: غیرت حسنه: امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: الغیرة غیرتان... حسنةٌ جمیلهٌ یصلحُ بها الرجلُ اهلهُ(14) غیرت بر دو گونه است که از آن هااست: غیرت خوب و زیبایی که مرد با داشتن آن اهلش را اصلاح می کند. این گونه غیرت باعث اصلاح ناموس از بدحجابی و لاابالی گری ها می شود و لازمه ی زندگی هر مردی است و امام جعفر صادق می فرمایند: انّ المرء یحتاجُ فی منزله و عیاله الی ثلاثِ خلال یتکلّفها و ان لم یکن فی طبعه ذلک: معاشرةٌ جمیلةٌ- وسعهٌ بتقدیرٍ- و غیرةٌ بتحصینٍ(15) همانا مرد در منزل و خانه ی خود به داشتن سه خصلت نیازمند است، اگرچه در طبیعت و سرشت او نباشد: معاشرت خوب، و گشایش در امر زندگی به اندازه ی معین، و غیرت به منظور حفظ ناموس. مرد باید بر محارم و ناموس خویش نظارت و اشراف داشته باشد که بی حجاب و برهنه از خانه بیرون نرود و در مقابل نامحرمان پوشیده باشد. لذا در حدیثی وارد شده است: حُرمت الجنةُ علی الدیوث(16) بهشت بر دیّوث حرام است.

دیّوث چیست و کیست؟ دیّوث: یک واژه ی عربی است به معنای مردی بی غیرت که نتواند ناموس(زن) خود را حفظ کند.(17) مرحوم شیخ فخرالدین طریحی، در کتاب مجمع البحرین جلد دوم صفحه ی 253 می فرماید: والدیّوث، من لا غیرةَ له علی اهله دیّوث کسی است که در قبال ناموسش غیرت ندارد.

پیامبر اسلام(ص) می فرمایند: ای علی! خداوند بهشت را از دو آجر طلا و نقره آفرید و دیوار آن را از یاقوت، و سقف آن را از زبرجد و ریگ های آن را لؤلؤ، و خاک آن را زعفران و مشک قرار داده و فرمود سخن بگو.

بهشت به سخن آمد و گفت: لا اله الا الله الحی القیوم قد سعد من یدخلنی. سعادت مند کسی است که داخل من شود. خداوند فرمود: به عزت و جلالم داخل بهشت نمی شود شراب خوار، سخن چین، دیّوث، یاری کننده ی ظالم، مردی که خود را شبیه زن کند، کفن دزد، رشوه گیر، قاطع رحم و کسی که گناه کند و بگوید اگر خدا نمی خواست، من گناه نمی کردم.(18) و نیز پیامبر بزرگوار اسلام فرموده است: انّ الجنة لیوجد ریحها من مسیرةٍ خمسماةَ عامٍ، و لا یجدها عاقٍ و لا دیّوثٍ، قیل یا رسول الله: و ما الدیّوث؟ قال: الذی تُزنی امراته و هو یعلم بها(19) بوی بهشت از پانصد سال راه به مشام می رسد، ولی دو گروه حتی بوی بهشت را استشمام نخواهند کرد: 1- عاق والدین 2- دیّوث

شخصی سؤال کرد: یا رسول الله! دیّوث کیست؟

پیامبر فرمود: کسی که زنش زنا می دهد و او می داند(بی توجه است).

و از پیامبر عزیز اسلام نقل شده که فرموده اند: ایُما رجلٍ تتزین امراتهُ و تخرج من باب دارها فهو دیّوثٌ، و لا یأثم من یسمیه دیوثاً و المراةُ اذا خرجت من باب دارها متزیّنةً- و الزوج بذلک راضٍ یبنی لزوجها بکل قدم بیتٌ فی النار، فقصّروا اجنحةً نساءکم- و لا تطولوها فانّ فی تقصیر اجنحتها رضیّ و سروراً(20) مردی که زنش در برابرش زینت کند و با رضایت او از خانه خارج شود، دیّوث است و هر که آن مرد را دیّوث بنامد، گناهی نکرده است و هر زنی که آرایش کرده از خانه خارج شود و همسرش به آن راضی باشد، با هر قدمی که آن زن بر می دارد، خانه ای از آتش برای شوهرش بنا می شود، پس کوتاه کنید پر و بال زنانتان را، نگذارید در این امور پر بگیرند؛ زیرا کوتاه کردن پر و بال آنان موجب خشنودی و خوشحالی است.

حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) چنین توصیه می فرمایند: و اکفف علیهنّ من ابصارهن بحجابک ایاهنّ، فانّ شدّة الحجاب ابقی علیهن و لیس خروجهن باشدّ من ادخالک علیهن من لا یوثق به علیهنّ و ان استطعت ان لا یعرفن غیرک فافعل(21) تا می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی کند. همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطرناک است، وارد کردن مرد بیگانه به خانه و اجازه ی معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانی کاری کنی که جز تو مرد دیگری را نشناسد، چنین کن. با توجه به فرمایشات بالا این سؤال مطرح می شود که وقتی دختری مجرّد که با چنان آرایش غلیظی از خانه بیرون می آید، چه کسی می تواند مسؤل باشد؟ یا در ارتباط با زنی که در برابر دیدگان شوهر با آرایش غلیظ و لباس های زننده ی کوتاه و در کمال بی حجابی از منزل خارج می شود، چه کسی را باید مسؤل دانست؟ بسیار شرم آور است اگر بشنوید مردانی از همسرشان می خواهند که حجاب از سر بگیرد و با پوشش نیمه عریان دست در دست وی در کوچه و خیابان راه برود؛ چرا که این کار را افتخار می دانند. در چنین مواقعی مردی و غیرت مرد، مرده است، و مردانگی رنگ باخته است.

ای آن که تو را غیرت مردی است به سر

نگذار عیالت رود از خانه به در

هر شاخه که از باغ برون آرد سر

بر میوه ی آن طمع کند راهگذر

ب- غیرت ناموسی: نوع دوم غیرت ناموسی طبق فرمایش امیرالمؤمنین علی غیرتی است که باعث داخل شدن به جهنم می شود: و غیرةٌ تدخلهُ النار(22) و غیرتی که با داشتن آن وارد آتش می گردد. غیرت اگر به افراط برسد، موجب بدگمانی مرد به ناموسش می شود، انّ بعض الظنّ اثم(23) در چنین مواقعی است که مرد با مشاهده ی این که زنش حتی با محارم خود چون برادر، عمو، دایی و ... هم صحبت شود، گمان بد دارد و وی را متهم می کند. حضرت علی به فرزندش امام حسن(ع) می فرمایند: ایاکَ و التغایر فی غیر موضع الغیره، فانّ ذلک یدعوا الصحیحة منهن الی السقم(24) از اظهار غیرت بی جهت، اجتناب کن؛ زیرا این عمل موجب آن می گردد که زن را از صحّت عمل به فساد بکشاند. و نیز از حضرت علی نقل شده: لا تُکثر الغیرة علی اهلک فترمی بالسوء من اجلک(25) غیرت زیاد درباره ی ناموست به خرج مده که به رفتار بد منسوب گردی.

پی نوشت ها :

1. میزان الحکمه، ج7.

2. وسایل الشیعه، ج 14، ص 108.

3. میزان الحکمه، ج7.

4. نهج البلاغه، حکمت 47.

5. مواعظ العددیه، ص 165.

6. آثارالصادقین، ج16، ص 135.

7. همان، ص 134.

8. کیفر کردار، ج2، ص 116.

9. آثارالصادقین، ج16، ص 134.

10. ص، 42.

11. حکایت های شنیدنی، ص 530.

12. کشکول ممتاز، ص 240.

13. خزینة الجواهر، داستان 36، ص 613.

14. آثارالصادقین، ج16، ص 128.

15. همان جا.

16. وسایل، ج14، باب 133، حدیث2، ص 175.

17. فرهنگ عمید.

18. کیفر کردار، ج2، ص 112.

19. راز خوشبختی همسران، ص 45.

20. همان جا.

21. نهج البلاغه، نامه 31.

22. آثارالصادقین، ج16، ص 128.

23. حجرات، 12.

24. آثارالصادقین، ج16، ص 129.

25. همان

منبع :خرّمی مشگانی ابراهیم



برچسب ها : شهادت حضرت زهراءس, حجاب, زن, دختر, غیرت


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ساعت 20:50
ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (س) بر همه مسلمین تسلیت باد

حضرت فاطمه (س) : هرکه خالص ترین عبادت خود را به سوی خداوند بالا بفرستد ، خداوند متعال نیز برترین و بهترین مصلحت و تقدیرش را برای او پایین می فرستد. صحیفه فاطمیه صفحه 148  ، عدّة الداعی صفحه 233 


حضرت زهرا (س) فرمودند : سه چیز از دنیای شما برای من دوست داشتنی است : 1-تلاوت قرآن 2-نگاه بر چهره مبارک رسول خدا (ص) 3-انفاق در راه خدا.     نهج الحیاة صفحه 276



برچسب ها : شهادت حضرت زهراءس, حجاب, زن, دختر, غیرت


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

جمعه شانزدهم اسفند 1392 ساعت 11:31





برچسب ها : پرستار, حجاب, زن, بیمارستان, حضرت زینب


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 ساعت 11:37


ساپورت را غربی ها در ایران ساپورت میکنند

وبعضی دختران و زنان ایرانی حمایت

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «ظاهر می شود در آخرالزّمان که بدترین زمان هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند

از زمان های قدیم در همه ادیان تاکیدات فراوانی بر پوشش بانوان شده است چرا که زنان یک جامعه تاثیر بسزایی در پیشبرد و یا پسروی یک سرزمین دارند اما متاسفانه در سال های اخیر هر روز شاهد رواج سبک جدیدی از بی حجابی در بین دختران و زنان سرزمینمان هستیم.

 روزی روسری ها کوتاه می شود روز دیگر شلوارها فردا مانتوها تنگ می شود و ماه بعد آستین ها بالا می رود اما مد جدید بی حجابی و بدحجابی که در چند ماه اخیر در کشور بسیار مشاهده می شود پوششی به نام ساپورت است.

ساپورت این پوشش به ظاهر پوشیده ولی بسیار تنگ و بدن نما، مد بی حجابی و بد حجابی سال 92 در میان بانوان جوان است تا جایی که حتی این پوشش باعث اعتراض تعداد کثیری از افراد جامعه شده است.

پوششی که از آن به جای شلوار و با عنوان ساپورت استفاده می شود در واقع همان جوراب مشکی با ضخامتی بیشتر است که مشخص نیست از کجا و به چه شکل در بین دختران و زنان جوان ایران رایج شده است.

ساپورت ها در رنگ ها و طرح های مختلف و حتی گاهی با خط زیبای نستعلیق که در کنار پاهای آن نوشته شده در میان مغازه ها و بوتیک ها زنانه عرضه می شود.

این پوشش زننده در پای دختران و زنان گاهی چنان خود نمایی می کند که چه زن و چه مرد ناخواسته برای حس کنجکاوی هم که شده است به پاهای دختران نگاه می کند اما این موضوع زمانی بدتر می شود که پوشاننده ساپورت بر تن خود، ساپورت را با مانتو کوتاه و یا ساپورتی به رنگ پا می پوشد، گاهی نیز دیده می شود که خانم محجبه ای با چادر ساپورت پوشیده است که این سبک پوشش نیز بسیار زننده است.

دختران و زنان جوان اکثرا به علت نا آگاهی از تهاجم فرهنگی بزرگی که دشمنان اسلام و ایران راه انداخته اند و با این توجیه که ساپورت پوشیده است و جایی از بدن دیده نمی شود از این پوشش نازیبا استفاده می کنند اما در دین مبین اسلام تاکید زیادی بر بدن نما نبودن لباس شده است.

 

 

شاید نا آگاه بودن برخی از دختران و زنانی که ساپورت می پوشند یک دلیل برای رواج این نوع پوشش در کشور باشد اما می توان این ناهنجاری را در سایر مسائل از جمله عدم تولید لباس پوشیده زیبا و شیک اسلامی جویا شد چرا که نبود تولیدی البسه اسلامی متنوع و شاد و مهمتر از همه نبود طراح های حرفه ای می تواند سبب ایجاد چنین آسیب هایی در فرهنگ یک کشور شود و مردم اعم از زن و مرد به سمت مدهای غربی سوق پیدا کنند.

متاسفانه با توجه به قرار گرفتن در ایام محرم و هفته امر به معروف و نهی از منکر باز هم شاهد دختران ساپورت پوش در سطح خیابان های شهر بودیم و به نظر می رسد که موفقیتی از سوی گشت های امر به معروف و نهی از منکری که قرار بود در این یک هفته به ارشاد دختران و زنان بد پوشش بپردازند حاصل نشده است و متولیان امر قصد دارند به انجام کارهای تکراری و بی حاصل ادامه دهند.

 

همجمه های فرهنگی دشمن تا جایی پیش رفته که گشت های امر به معروف و نهی از منکر پاسخگوی رفع مشکل بی حجابی، بد حجابی و بد پوششی جوانان نیستند و باید از راه هایی بهتر و تاثیر گذار تر برای ارشاد جوانان استفاده شود و همان گونه که کشورهای غربی از طریق شبکه های ماهواره ای و پخش صوتی و تصویری قصد از بین بردن عفاف و حجاب در بین جوانان مسلمان و پاک ایرانی و به راه انداختن فساد در بین آنان دارند باید شبکه های داخلی نیز به همان قوت شبکه های غربی و حتی با تلاش بیشتری جوانان را به سمت پوشش اسلامی ایرانی هدایت کنند اما گاها می بینیم که خود شبکه های صدا و سیمای ایران باعث ایجاد مدهایی ناپسند در بین جوانان می شوند.

چندی پیش خبری مبنی بر دستگیری دو دختر ساپورت پوش در رسانه های خبری منعکس شد که علت دستگیری این دختران پوشیدن ساپورت با طرح پرچم رژیم صهیونیستی اعلام شد با توجه به این خبر پیکان انتقادات را باید به سمت مسئولان فرهنگی کشور گرفت که با کم کاری و شاید عدم تفکر کافی در کارها موجب شده است که شاهد چنین مسائلی در جامعه اسلامی باشیم جامعه ای که هزاران نفر برای دفاع از اسلام، ناموس و وطن جان خود را فدا کردند تا زنان جامعه در امنیت کامل و به دور از هر گونه نگاه نا پاک در اجتماع حضور داشته باشند.

 

پیدا کردن مقصر برای مشکلات فرهنگی دیگر هیچ کاری را درست نمی کند و باید به دنبال راه حل سازنده بود تا اول از بروز بی عفافی های دیگر در آینده ی جامعه جلوگیری شود و سپس برای رفع مشکلات فرهنگی ایجاد شده در گذشته تلاش شود که این امر همکاری دستگاه هایی چون صدا و سیما، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، تبلیغات اسلامی و همه دستگاه های متولی امر را می طلبد تا با تشکیل اتاق فکری نه فقط متشکل از قشر خاص بلکه از همه نوع قشری از سنین مختلف، مشاغل و حرفه های گوناگون، رشته های تحصیلی متعدد، و ... به آسیب شناسی بپردازند.

شهدا با از جان گذشتگی های خود جنگ سخت دشمن را نا کام گذاشتند و امروز جوانان کشور باید با تفکر و آگاهی از ترفند های دشمن در جنگ نرم بار دیگر دشمن را ناامید و نا کام کنند.

 گزارش:اکرم محمدیhttp://dana.ir

 



برچسب ها : ساپورت, دختران غربی, هرزگی, نمایش خودفروشی, بدحجابی


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ساعت 11:0
ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان و اهل بیت عصمت و طهارت بر مسلیمین خصوصا زنان و دختران مسلمان ایران و جهان تسلیت باد.




برچسب ها : امام حسین, عاشورا, حجاب, زن, کربلا


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ساعت 10:56
زنان تاثیر گذار در واقعه عاشورا

در طول تاریخ بشری، نقش های برجسته زنان، در بردارنده برگ های زرینی از تاریخ بوده است . همواره چشم و دست و دامان زنان فرهیخته و بزرگ، نگهبان ارزش ها و آرمان های بلند بشر بوده و هست و هرگز نمی توان این واقعیت را انکار کرد و یا به دیده ای ناچیز از آن یاد نمود . البته همان گونه که زنان مثبت و بزرگ در تعالی و رشد جامعه نقش داشته اند، در برابر آنها، زنانی بوده اند که با مکر و پلیدی فکر خویش، زمینه های انحطاط و سقوط معنوی بشر را فراهم نموده اند . در قرآن کریم از یک سو، زنان برجسته ای چون همسر فرعون و حضرت مریم (علیهاالسلام) را الگو و

آموزگار مثبت برای رهیافتگان و یا رهپویان معنویت و انسانیت، اعم از مرد و زن اعلام می کند و از سوی دیگر، زنان ناصالح و منفی، همچون همسران نوح و لوط نبی را به عنوان الگوی ناصحیح و منفی جهت کافران معرفی می نماید . بنابراین نقش زنان در هر گروه و با هر اندیشه ای، مهم و قابل بررسی است . به یقین در مقاطع حساس و مهم تاریخی و وقایع ماندگار، این نقش ها بیش از پیش نمایان می شود، از این رو، برآن شدیم که نقش زنان در کربلا و عاشورا، این قطعه جانسوز از تاریخ بشریت را بررسی کنیم، تا گواهی برای عظ مت و شرافت زنان وارسته باشد و نام بلند آنان، بر تارک تاریخ جاودانه بماند . به نظر می رسد، نقش آفرینی زنان در واقعه کربلا را می توان در چهار مقطع زمانی و به عبارتی، از چهار منظر، مورد بحث و بررسی قرار داد تا این گونه حق مطلب بهتر ادا شود:

ادامه مطلب



برچسب ها : زنان, حجاب, کربلا, الگوی زنان, زن

نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

دوشنبه یکم مهر 1392 ساعت 17:52
اینکه زن باشی و .....

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری،


ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد؛


اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی

،

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی؛ اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی،


ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی؛


اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید


ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی؛


اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی،


ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی؛


اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو

در پوشش بودن های تو

خریداری و خواستگاری وجود نداشته باشد؛

اینکه جوری حرف بزنی، قدم برداری و پوشش داشته باشی که

همکارت، استادت، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد؛اینکه

با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود؛

همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید خدایا:

«دختران امت پدرم، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند،

ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند

پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن!

طوری که هیچ چشم و ابرویی،ناز و کرشمه ای،پول و مکنتی

نتواند جایگزین آن شود.



برچسب ها : زن, حجاب, آبرو, غیرت, وقار


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

یکشنبه بیستم مرداد 1392 ساعت 18:17
دعایی برای یافتن همسر با تقوا و مناسب

خداوند متعال، همه ی امور این جهان را روی نظم و حکمت خاصی تدبیرکرده و برای هر پدیده و واقعه­ای علت­ها و اسبابی قرارداده است که رسیدن به هر هدف، جز از طریق علل و اسباب آن ممکن نیست.
 مسئله­ی انتخاب همسر و ازدواج از اموری است که از نظر خداوند متعال بسیار بااهمیت است و به همین جهت در قرآن مجید[1] و احادیث معصومین(ع) ویژگی­های یک همسر مناسب بیان شده است. علاوه بر این، مردی که می­خواهد همسر انتخاب کند، باید سعی­کند همسری انتخاب­کند که همسان اوباشد(از نظر علمی و فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و...).
 راه پیدا کردن همسر مناسب و باتقوا، اولاً، شناخت ملاک­ها و معیارهای تقوا است و ثانیاً، تحقیق کردن درباره ی وجود این ملاک­­­ها و معیارها در دختر مورد نظر. این تحقیق می­تواند از راه های مختلفی مانند صحبت کردن با خود فرد، بررسی سوابق خانوادگی ، بررسی سوابق دوستان نزدیک ، تحقیق از همکاران و همسایگان و خویشان و نزدیکان انجام شود. البته در این مسیر باید از خداوند متعال هم به واسطه ی دعا کمک گرفت تا خداوند انسان را در انتخاب صحیح یاری کند. بنابراین، اول باید حرکت­کرد و از خداوند خواست که این حرکت در مسیر صحیح باشد و به حقیقت و مطلوب واقعی برسد. دعا و استعانت از خداوند در همه ی کارها به این معنی است و به هیچ وجه اسلام اجازه نمی­دهد مردی که به دنبال پیدا کردن همسر است بدون هیچ گونه تلاش، تحقیق و جستجو و سوال کردن فقط با دعا، همسری صالح و شایسته را از خدا بخواهد. این دعا ابداً مستجاب نمی­شود زیرا دعا وقتی مستجاب می­شود که برای رسیدن به هدف از راه فراهم آوردن اسباب و علل آن، تلاش کنیم و از خداوند متعال در جهت کمک و یاری هر چه بیشتر و به نتیجه رسیدن تلاش­ها و کوشش­ها مدد بگیریم.
 دعاهایی که در روایات و از زبان ائمه(ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد. یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه(ع) نقل شده، دعایی است که از حضرت علی(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند: «هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره ی فاتحةالکتاب و سوره ی یس را بخواند، وقتی که از نماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار، این گونه بگوید: " اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي زَوْجَةً وَدُوداً وَلُوداً شَكُوراً غَيُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَكَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَكَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِيتُ ذَكَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَيْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِي وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَيْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِي وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَيْهَا أَرْضَتْنِي يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ هَبْ لِي ذَلِكَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُكَه و لا آخِذ اِلاّ ما مَنَنْتَ و اَعْطَیْتَ". حضرت علی (ع) در ادامه فرمود: «کسی که این (نماز و دعا) را انجام دهد، خداوند آنچه را خواسته است به او عطا می کند.» [2]
 ترجمه ی دعا:
 پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریء­الذمّه ­کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته­ام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی.»
 پی نوشتها:
 [1]نور، 26؛ تحریم، 5.
 [2] جعفریات، ص 110(به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث). این دعا در کتاب بحارالأنوار، ج 100، ص 269 با اندکی تغییر این گونه نقل شده است:
 اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَكُوراً قَنُوعاً غَيُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَكَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَكَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِيتُ ذَكَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَيْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِي وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَيْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِي وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَيْهَا أَرْضَتْنِي يَا ذَا­الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ هَبْ لِي ذَلِكَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُكَ وَ لَا أَجِدُ إِلَّا مَا قَسَمْتَ لِي



برچسب ها : همسر, ازدواج, همسریابی, همسرآینده, حجاب


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

شنبه نوزدهم مرداد 1392 ساعت 11:48

آشنایی با ۸ بانوی پرستار امام زمان(عج)

اینک در ادامه به شرح حال برخی از زنان نامبرده از کتاب «زنان در حکومت امام زمان(عج)» تألیف حجت‌الاسلام محمدجواد مروجی طبسی اشاره می‏کنیم:

۱- صیانه ماشطه

او یکی از همان ۱۳ بانویی است که در دولت حضرت مهدی(عج) زنده شده، به دنیا باز می‏گردد. وی همسر «حزقیل»، پسر عموی فرعون و شغلش آرایشگری دختر فرعون بود، او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود، حضرت موسی، ایمان آورده بود امّا همچنان ایمان خود را پنهان می‏کرد.

نوشته‏ اند: روزی وی مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و بی‏ اختیار نام خدا را بر زبان جاری ساخت، دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردی؟ گفت: نه، بلکه نام کسی را بر زبان آوردم که پدر تو را آفریده است، دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد و فرعون صیانه را احضار کرد و گفت: مگر به خدایی من اعتراف نداری؟

گفت: هرگز! من از خدای حقیقی دست نمی‏کشم و تو را پرستش نمی‏کنم. فرعون دستور داد تا تنور مسی برافروزند و همه بچه‏ های آن زن را در حضورش در آتش افکنند، چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید، صیانه می‏خواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستی! فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افکنده، سوزاندند و خداوند دراثر صبر و تحمل آن زن در راه دین، او را در دولت امام مهدی زنده می‏گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.

۲- سمیه، مادر عمار یاسر

وی هفتمین نفری بود که به اسلام گروید و بدین ‏سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شکنجه‏ها را بر او روا داشت، او و شوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آن‌ها را اجبار کرد که پیامبر خدا را دشنام دهند، اما آن ها حاضر به چنین‏ کاری نشدند، او نیز زره آهنی به سمیه و یاسر پوشانید و آن ها را در آفتاب سوزان نگه ‏داشت. پیامبر که گاه از کنارشان عبور می‏کرد، آن‌ها را به صبر و مقاومت سفارش می‏کرد و می‏فرمود: ای خاندان یاسر، صبر پیشه سازید که وعده گاه شما بهشت است، سرانجام ابوجهل بر هر یک ضربتی وارد ساخت و ایشان را به ‏شهادت رساند.

خداوند این زن را به پاداش صبر و مجاهدتی که در راه اعتلای اسلام نشان داد و بدترین شکنجه را از دشمن خدا تحمل کرد، در ایام ظهور مهدی آل محمد(ص) زنده خواهد کرد تا تحقق وعده الهی را ببیند و در لشکر ولی خدا به یاوران آن حضرت خدمت کند.

۳- نسیبه، دختر کعب مازنیه

او معروف به «ام ‏عماره» و از زنان فداکار صدر اسلام است که در برخی از جنگ های پیامبر اسلام(ص) شرکت جسته و مجروحان جنگی را مداوا کرده است، او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا کرد، با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبر به دفاع از جان شریف پیامبر پرداخت و در این راه بدنش زخم های فراوان برداشت.

پیامبر عزیز این فداکاری را ستود و به فرزندش عماره چنین فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگی والاتر است، پس از فروکش کردن جنگ، نسیبه با ۱۳ زخم سنگین به همراه دیگر مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت، با شنیدن فرمان پیامبر خدا(ص) که فقط مجروحان جنگ باید به تعقیب دشمن بشتابند، نسیبه از جای برخاست و آماده رفتن شد، اما به‏ علت شدت خونریزی نتوانست شرکت کند، همین که پیامبر از تعقیب دشمن برگشت، پیش از آنکه به خانه برود، عبداللّه‏ بن کعب مازنی را برای احوالپرسی نسیبه و سلامتی وی به نزد او فرستاد و چون از سلامتی وی آگاه گشت شادمان موضوع را به پیامبر خبر داد.

۴-امّ ایمن

از زنان پرهیزکار و خدمتکار حضرت رسول(ص) است. پیامبر به ‏او مادر خطاب می‏کرد و می‏فرمود: hین زن، باقی‏مانده‏ای از خاندان من است، وی همواره در کنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداوای مجروحان می‏پرداخت.

ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود که در ماجرای فدک، حضرت زهرا(س) او را به ‏عنوان شاهد معرفی کرد، وی پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.

۵-امّ خالد

در روایت دو بانو به این نام مشهور شده‏اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنّیه، شاید مقصود ام خالد مقطوعة الید (دست بریده) باشد که یوسف‏ بن عمر، پس از به ‏شهادت رساندن زید بن علی بن الحسین در کوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع کرد، در کتاب رجال کشی درباره شخصیت و مقام این زن فداکار از امام صادق(ع)، مطلبی ذکر شده که حایز اهمیت است، ابوبصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم که ام خالد مقطوعة‏ الید از راه رسید، حضرت فرمود: ای ابابصیر، آیا میل داری که کلام امّ خالد را بشنوی؟

من عرض کردم: آری ای فرزند رسول خدا! با شنیدن آن شادمان می‏گردم... در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت، دیدم وی در کمال فصاحت و بلاغت صحبت می‏کند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.

۶-زبیده

مشخصات کاملی از او نقل نشده است، احتمال دارد زبیده زن هارون‏ الرشید باشد که شیخ صدوق، درباره‏اش گفته است: وی یکی از هواداران و پیروان اهل بیت است، هنگامی که هارون دانست از شیعیان است قسم خورد که طلاقش دهد، زبیده کارهای خدماتی بسیاری داشت که یکی آبرسانی به عرفات است، همچنین نوشته‏اند وی ۱۰۰ کنیز داشت که پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سکونت او صدای تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال ۲۱۶ قمری رحلت کرد.

۷-حبّابه والبیه

از زنان والامقامی است که دوره زندگی هشت امام معصوم را درک کرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت، در یک یا دو نوبت به‏ وسیله امام زین‏ العابدین و امام رضا(ع) جوانی‏ اش به‏ او بازگردانده شد، اولین ملاقات وی با امیرمؤمنان(ع) بود که از آن حضرت دلیلی بر امامت درخواست کرد، حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود: پس از من هر که توانست در این سنگ چنین اثری بر جای بگذارد او امام است، از این رو حبابه پس از شهادت هر امامی نزد امام بعدی می‏رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ می‏زدند و اثر آن نقش می‏بست، نوبت که به امام رضا(ع) رسید، حضرت نیز چنین کرد، حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا(ع) زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت.

روایت شده است که وقتی حبابه به خدمت امام زین‏العابدین رسید، ۱۱۳ سال از عمرش سپری شده بود، حضرت با انگشت سبابه خود اشاره‏ای کرد و جوانی‏اش بازگشت.

۸-قنواء

دختر رشید هجری، یکی از شیعیان و پیروان علی(ع) و خود از یاران با وفای حضرت امام جعفر صادق(ع) است، وی دختر بزرگمردی است که در راه محبت و دوستی امیرمؤمنان به‏ طرز دلخراشی به‏ شهادت رسید، از گفتار شیخ مفید بر می‏آید که قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبیداللّه‏ بن زیاد شاهد قطع دو دست و دو پای پدر خود بوده و به ‏کمک دیگران بدن نیمه‏ جان پدر را از دارالاماره بیرون آورده و به ‏خانه منتقل کرده است



برچسب ها : زن, امام زمان, پرستار, حضرت مهدی, عج


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

یکشنبه دوم تیر 1392 ساعت 18:49

میلاد منجی عالم بشریت مبارک





برچسب ها : میلاد, امام زمان عج, اس ام اس, منجی

نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ساعت 19:30

نظرات مرحوم آيت الله بهجت در مورد تماس با نامحرم

لمس بدنی قبل از اجرای صیغه ازدواج 

سؤال :در دوران خواستگاری اگر داماد انگشتری را در دست عروس بنماید، اشکال دارد؟  

پاسخ: اگر صیغه عقد خوانده نشده، به هم دیگر نامحرم هستند و لمس دست او بدون پوشش حرام است.




برچسب ها : تماس با نامحرم, آيت الله بهجت, نامحرم, احكام محارم, احكام

نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 19:39

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!
وقتی کمبود ش رو فهمید دست به آسمان دراز کرد و گفت

خدایا شکرت که بیدارم کردی........ 



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

جمعه نهم فروردین 1392 ساعت 21:3

مرحوم کافي (ره) و نقل خاطره‌اي از پسر جيب بُر

نقل ‌اين خاطره جالب، از زبان مرحوم کافي(ره)به شرح زير است:




نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ساعت 20:7

داستان واقعی


چند وقت پيش توي تهران، توي حسينيه اي منبر ميرفتم، يه جووني اومد نزديک سي سالش.

گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنويس، گفت نوشتني نيست.

گفتم ببين منو قبول داري؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار ميکنم، کسي که نتونه حرفشو بنويسه بعدشم نميتونه بگه. يک و دو و سه و چهار کن و بنويس. گفت باشه.


فرداشب که اومديم، يه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم ديدم اين همونيه که من در به در دنبالش ميگشتم.



برچسب ها : داستان واقعی, حیا, نظر لطف مادرم زهراء

نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

جمعه یازدهم اسفند 1391 ساعت 19:14

دوست داشتن به دله، بی خیال ظاهر

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره. عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه: عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه
 


برداشت از وب ساحل تنهاییامhttp://tilki.mihanblog.com/



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

پنجشنبه سوم اسفند 1391 ساعت 11:31
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures


گرمای تابستان چه لذت بخش است وقتی با خدا معامله بهشت و جهنم می کنم.گرما را به جان می خرم اما حجابم را با جهنم عوض نخواهم کرد. .حجاب برتر، به زنان ما عفت، به مردان ما غیرت و به جامعه ما عزت می بخشد.

حفظ چادر حفظ دین و مذهب است

شیوه زهرا و درس زینب است.


فرمان خدا قول نبی، نص کتاب است         از بحر زنان افضل طاعات حجاب است

تا شهوت نفس در نهاد بشر است                در کشف حجاب صد هزار خطر است

تیری است نظر ز تیرهای ابلیس                 این چادر در مقابلش چون سپر است

خواهرم، آمریکا و اسرائیل از بدحجابیت خرسندند و علی و فاطمه تو را باحجاب می پسندند، در این میان تو کدام را می پسندی؟خواهرم، میان نگاه پر مهر امام زمان و نگاه شهوت آلود پسران، کدام را می خواهی؟

شب معراج زنانی از زنان امتم را دیدم که سخت در عذاب بودند.زنی را دیدم که با موی جلوی سر او را به دیوار جهنم آویزان کرده بودندو مغزش از شدت عذاب در حال جوشیدن بود آن زن از امتم بود که موی جلوی سر خود را از نامحرم حفظ نمی کرد. (بحار الانوار. ج 103)

تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures




برچسب ها : حجاب فاطمی


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ساعت 17:30



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ساعت 16:33

راز موفقیت در زندگی

 

راز اول
از كارهایی كه ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می كند و نمی گذارد كار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یك دوست رفتار كنی.  مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.


راز دوم
سعی كن كارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این كه ناچاری انجام دهی. باید به كارت ایمان داشته باشی.
یك جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می كند.

 



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ساعت 18:59


     آقا اجازه ! دلزده ام از تمام شهر        
                                 بی تو دلم گرفته ازاین ازدحام شهر

 آقا اجازه دست خودم نیست خسته ام
در درس عشق من صف آخر نشسته ام

در این کلاس عاطفه معنا نمی دهد   

اینجا کسی برای تو برپا نمی دهد

آقا اجازه ! بغض گرفته گلویمان   آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان

**********************

یادمان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد   مهدی فاطمه تنهاست از او یاد کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

"" آمین یا رب العالمین ""

 تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures



برچسب ها : دلتنگی, امام زمان, فرج, درس عشق


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ساعت 18:35


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

درود برتو دختـــــــر چادری !

بناز به بال هایی که وسیله عروج تو به عرش الهی و یکی از مجوزها برای ورودت به بهشت است!

بناز به اینکه مورد شفاعت دخت پیغمبر قرار میگیری!

بناز به اینکه هیچ چشم و نظر بدی دنبالت نیست!

بناز به اینکه با ارزشی و صدفی سیاه از مروارید وجودت محافظت میکند!

بناز به پوشش سیاهی که برگزیدی !

بناز به اینکه کامل ترین حجاب را داری و یک دختر مسلمان هستی!

اما دختــــــــر چادری...

حرمت پوشش دخت پیغمبر را نگه دار !

اگر این پوشش را برگزیدی ، مطمئن باش که فاطمة الزهرا دوستت داشته ،

و تو نظر کرده ی خداوندی !

پس دختـــــــر چادری...

حرمت این پوشش را نگه دار...

اگر چادر بر سر داشتی ، محجبه باش !

موهایت را بیرون نگذار ...

آرایش غلیظ نکن...

متین باش و بلند بلند نخند...

به نامحرم نگاه نکن ...

جلب توجه نکن...

حرمت پوشش حضرت فاطمه را نشـــــــکن .

تو سعادت داشتی که شدی یک دختـــــــر چــــــــادری !

و این پوشش مبارکت باشد....دخـــــــــــــتر چـــــــــادری!

برگرفته از وب قلم دل


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



برچسب ها : دختر, دختر ایرانی, حجاب, درود, چادر


نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ساعت 10:24

روزی دروغ به حقیقت گفت :

مــــیل داری باهم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم

حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد .

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند
وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .

دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت .

از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است .
اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود...

- - - - - - - - - - - - - - - - - -

شيخي به زني فاحشه گفتا مستي
هر لحظه به دام دگري پــا بستي
گفتا شيخا هر آن چه گويي هستم
آيا تو چنان که مي نمايي هستي

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روي ديوار نوشته‌اند: «زيبارويان بي‌وفايند»
کيست که زيباپسند نيست؟
اگر قرار بود زيبارويان به هر که اظهار مهر مي‌کند پا بدهند که به جاي «بي‌وفايي» به «هرزه» بودن متهم مي‌شدند.



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

سه شنبه نوزدهم دی 1391 ساعت 16:34

بدحجاب! بی حجاب!

معذرت! معذرت!

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.

من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم.

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.

من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.

من می دانم که در عمق دورنت خدا را دوست می داری، فاطمه ی زهرا(س) را دوست می داری، برای امام حسین(ع) اشک می ریزی و اگر ندای حق درست به تو برسد، هیچ گاه رضایت آن ها را با هیچ چیز دیگر در دنیا عوض نمی کنی.

عزیز دلم!

اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!

حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!

عزیز دلم!

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است!



قابل توجه برخی خانم های ..... !!!!


رنگ چادرش سیاه
رنگ صورتش رنگین کمان!
"حجاب بازی!!!!"
نوبر است!

نقل از وبلاگ پایگاه شهید همتhttp://paygahhemmat.blogfa.com



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود

سه شنبه نوزدهم دی 1391 ساعت 13:19

بیخودی نخند

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری. نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند. نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند!

به دستان پدرت، به جاروکردن مادرت،
به راننده ی چاق اتوبوس،
به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به راننده ی آژانسی که گاهی مواقع چرت می زند،
به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،
به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،
به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،
به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،
به زنی که با کیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،
نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!
که هرگز نمیدانی آنها چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!
آدمهایی که هرکدام برای خود و خانواده شان همه چیز و همه کسند!
آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بار می برند،
بی خوابی می کشند،
کهنه می پوشند،
جار می زنند،
سرما و گرما می کشند،
و گاهی خجالت هم می کشند ...
 

انسانهای بزرگ، دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است
و دلی که می خندد و آشکار است.



نوشته شده توسط : حمید-ب - ر نظرفراموش نشود




منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره

نویسنده وبلاگ یکی از بنده های خداست که هدفش قدم برداشتن در راه تعالی است و برداشت از مطالب در جهت اشاعه فرهنگ دینی و اسلامی با ذکر نام یا بی ذکر نام آزاد است پاداش دهنده خود آگاه است و بینا نیازی به تقدیر ندارم.انا عبدالله ابن عبدالله
جستجو


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
حجاب (20) ,  زن (9) ,  غیرت (6) ,  امام زمان (4) ,  دختر (3) ,  عاشورا (3) ,  کربلا (3) ,  زرین شهر (3) ,  شهادت حضرت زهراءس (2) ,  حمیدتصویر (2) ,  شهید (2) ,  آخرت (2) ,  لنجان (2) ,  پرستار (2) ,  جوانان (1) ,  اس ام اس (1) ,  حضرت محمد (1) ,  حضرت مهدی (1) ,  یس (1) ,  فاطمه (1) ,